قبلا تاکسیها به راحتی دو نفر جلو سوار میکردند ، اما حالا اگر دو نفر خودشان هم بخواهند جلو سوار شوند خیلی معذب میشوند وتحت فشار ! قرار میگیرند . نمیدانم ماشینها تنگ شده اند یا مردم ، گشاد ؟!! البته بحث تنگی و گشادی و جریمه فقط برای تاکسیهاست والا اتوبوسهای شرکت واحد مسافران را بصورت فله ای روی هم تلنبار میکنند و بیش از ظرفیت سوار میکنند وهمه جایشان میشود ! پلییس هم با آنها کار نداره ، شاید به این دلیل که درامد شرکت واحد به جیب دولت می رود !!!
شنوایی
22/09/2009 در 10:52 ب.ظ. (داستان کوتاه)
Tags: داستان های کوتاه و جالب, شنوایی
مردي متوجه شد که شنوايي همسرش کم شده ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر نزد دکتر رفت و مشکل را با او درميان گذاشت. دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان کم شنوايي همسرت چقدر است، ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد. آن شب مرد در فاصله 4 متری همسرش ایستاد و با صداي معمولي از همسرش پرسيد: عزيزم ، شام چي داريم؟ جوابي نشنيد … در فاصله سه متری ودو متری هم سوال را دوباره پرسيد و باز جوابي نشنيد. اين بار درست از پشت سر همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟» و همسرش گفت: مگه کري ؟! براي چهارمين بار ميگم : خوراک مرغ !!! آری مشکل، ممکن است آن طور که ما فکر ميکنيم در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد…