خرافات

علل خرافات:

انسان در طول تاريخ همواره بدنبال کشف روابط بين پديده ها و اشيـاء بوده اما گاه اين روابط را به غلط تشخيص مي‌داده و موجب مي‌شده تا بين پديده ها روابطي غير واقعي قايل شود و همين روابط غير واقعي منجر به اعتقادات خرافي [اعتقادات نامربوط ] مي‌گرديده.

عوامل بسياري موجب تشخيص غلط روابط و ايجاد و گسترش اعتقادات خرافي می‌گرديد:

1- ضعف جسمي وناتواني انسان در مقابل محيط - که موجب عدم امنيت و ترس می‌شد ، تا انسان براي آرام کردن خويش به توهم و اميد واهي روي آورد ، همچنين شکست ها و ناموفقيت ها را با نسبت دادن آنها به عوامل خارجي توجيه کند.

2- اضافه شدن مشکلات لاينحل - که موجب تمايل به حل مشکلات از راههاي غير عادي و راحت و ميانبر ميگرديد ، مانند حل مشکل از طريق دعانويسي.

3- عدم ناتواني در توجيه و تفسير پديده ها - که موجب توجيهات غيرمنطقي و برخوردهاي احساسي و پذيرفتن هر چيز بدون دليل ميشد ، مانند اعتقاد به اينکه بخشي از امور زندگي ما بدست نيروهاي ماوراءطبيعي مانند شياطين و اجنه صورت ميگيرد، يا اعتقاد به اينکه حسود نيرويي فوق طبيعي بنام چشم زخم دارد.

4- ميل به پيش بيني آينده در انسان ، بخاطر ارضاء حس کنجکاوي و تطبيق بهتر خود باشرايط آينده - که موجب گرايش به طالع بيني و فال مي‌گرديد.

5- ترويج خرافه توسط خرافه پرستان وکسانيکه از خرافات سود ميبرند – که موجب گسترش وسيع و حتي تبديل شدن آن به قسمتي از فرهنگ ملتها گرديده ، علی الخصوص که با مذهب واعتقادات مردم هم پیوند خورده.

موج سبز

امروز پنجم ژوئن روز جهاني محيط زيست است

براي گراميداشت اين روز موجي سبز سراسر جهان را فراگرفته!

سايتها و وبلاگها در همه کشورها امروز مطلبي درباره محيط زيست پست ميکنند.

من نيز با شعري کوتاه اميد که سهمي کوچک در اين حرکت بزرگ داشته باشم

قفس معيار پرواز كبوتر نيست

كبوتر دشت ميخواهد

هواي تازه مي خواهد

تو با يك مشت آب و دانه مي خواهي

كبوتر ماندني باشد.

قفس هر چند زيبا و بزرگ است

به قدر يك وجب از آبي بي منتهاي آسمان نيست.

كبوتر نبض احساس است

پريدن سهم او از لحظه ي عمر

از اين راحت سراي پشت مشتي آهن و سرب

كبوتر ننگ دارد

اسارت حق او نيست

مرگ

چند وقتي بود در بخش مراقبت هاي ويژه يک بيمارستان ، بيماران يک تخت بخصوص در حدود ساعت 10صبح روزهاي يکشنبه جان مي سپردند و اين موضوع ربطي به نوع بيماري و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

اين مسئله باعث شگفتي پزشکان آن بخش شده بود به طوري که بعضي آن را با مسائل ماوراي طبيعي و بعضي ديگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد ديگر در ارتباط مي دانستند.کسي قادر به حل اين مسئله نبود که چرا بيمار آن تخت درست در ساعت 10 صبح روزهاي يکشنبه مي ميرد

.به همين دليل گروهي از پزشکان متخصص براي بررسي موضوع تشکيل جلسه دادند و پس از بحث و تبادل نظر تصميم بر اين شد که در اولين يکشنبه ، چند دقيقه قبل از ساعت 10در محل مذکور براي مشاهده اين پديده عجيب و غريب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود ، بعضي صليب کوچکي در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضي دوربين فيلمبرداري با خود آورده و …

دو دقيقه به ساعت 10 مانده بود که « جانسون ‌» نظافتچي پاره وقت روزهاي يکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حيات را از پريز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقي خود را به پريز زد و مشغول کار شد ..!!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.