رابطه ضعیف وقوی


هيتلر معتقد بود ضعيف بايد از بين برودتا فقط قوي بماندبسياري از حاکمان هم معتقدند ضعيف بايد ضعفش را قبول کندو بر سرنوشت گردن نهد و با سلطه گر به مقابله بر نخيزد

از نظر آنها بچه خوب به بچه اى گفته مىشود كه حرف شنو بوده و روى حرف بزرگترها حرف نزند، و زن خوب نيز زنى است كهفرمانبردار شوهرش باشد و شهروند خوب شهروندى است كهچون و چرا در کارها نکند

ايرج ميرزا ميگويد : هر قوى اول ضعيف گشت و سپس مرد
وقتي کبک سرخ کرده اي براي ابوعلاي معري مي برند
ميگويد گناه اين کبک که به اين روز افتاده ضعيف بودن است!!!
ايا واقعاً ضعيف بايد بميرد؟ يا تسليم شود؟؟

اريك فروم نويسنده آلماني ميگويد رابطه قوي وضعيف
يا مانند رابطه ارباب و رعيت است يا مانند رابطه استادوشاگرد
هدف نوع اول استثماراست وهدف نوع دوم کمک و ياري استهرچه ميگذرد فاصله در نوع اول بيشتر ودرنوع دوم کمتر ميشوددر نوع اول نفرت يا ستايش قوي اصل ميشوداما در نوع دوم قدرت کم کم به ضعيف منتقل ميشود

وخداوند هم در قرآن رابطه نوع دوم را بیان میکند :
ما اراده کرده ايم که مستضعفان حاکمان زمين گردند

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.